سلام حاله شما؟؟؟
اوضاع چطوره؟؟
دوستان!!
عجب دوستاني!!مرگه من اخه من چند تا نظر دارم كه هي ميام اينجا اگه خدا خيلي لطف كنه 2 الي 3 تا اگرم حدوده يه 4 5 ماهي اپ نكنم احتمالا به 17 تا مي رسه (اين ركورد بيشترين نظرم بوده!)اللبته نا گفته نماند از اين 17 تا 15 تاش ماله محيا جونمه كه اگه اونم نبود من منحل بودم
من واسه خيلي ها نظر ميذارم ولي دريغ از يه نيم نگاه!!!
چند روز پيش تو پست محيا خوندم كه از پشت تختش كلي ات واشغال پيدا كرده!!بايد ماله منو ببينه همه چيز هست از كادو گرفته تا ميوه!!(البته پوسته ميوه!)
بگذريم!
بنده بد نيستم!!
امروز يه خوراك راگو درست كردم فضا......
به بابا گفتم گوجه فرنگي و هويج مي خوام اونم مثلا رفت زود بخره!!!!
گوشت با اب خودش پخت تا امكانات رسيد!![]()
خلاصه غذايي شد واسه خودش!!!
ديروز با ماما رفته بودم عينك افتابي بخرم(نا گفته نماند اين 4 دفعه بود مي رفتم تو مغازه!!4 دفعه رفته بودم عينك رو زده بودم به چشمم امده بودم بيرون احتمالا طرف خيال كرده بود ديوونه ام!
)هيچي ديگه يه عينك گنده فرم سفيد(مثلا اخر مد اينجاست)با كلي خوشحالي زدم بيرون از مغازه رفتم داروخانه يه شامپو گرفتم بعد سواره ماشين شدم كه بريم!دمه چهارراه يكي از پشت زد به ماشينمون منم نگاه كردم ديدم ماما رنگش پريده قيافشم در هم افتضاح(ماما تازه عمل كرده!)خلاصه من سريع پريدم بيرون ديدم چراغ عقب و سپر از بين رفته !!
پسره خوشحال از سمندش پياده شد كلي كلاس (از اين پيراهن مردونها هست تو فيلما نشون ميده اين خارجي ها كنار دريا مي پوشن!پر گل بوته هست تنش بود
)
از اون طرف ملت بي فرنگ داشتن داد ميزدن برو اقا...(ببخشيد بعضي كلمات غير اخلاقيه براي اينكه نشون بدم فرهنگ يه عدمون چقدر پايين مي نويسم!!)
...گور باباش كرده....مي خواست نزنه رو ترمز......زن جماعت رانندگي بلد نيست.....باورتون نميشه يه پيرمرد از اون طرف خيابون داد مي زد خوب كردي اي ول يكي ديگه بزن برو!!!(اين مثلا نسل قديم با فرهنگ بالا كسي كه بايد ازش چيزي ياد بگيريم!) منم عصباني....داغ كرده بودم به طرف گفتم :چي ميگي تو؟!مثله اينكه قيافم بد مدلي شده بود چون با يه كلمه پيرمرده دهنشو بست!!
بعد هم رو كردم به پسره گفتم:اين چه وضعه رانندگيه؟! دمه چهارراه اينقدر تند ميان؟!پسره خيلي خونسرد و با لبخند گفت:نه سرعتم زياد نبود شما يه دفعه ترمز كردين من از پشت زدم بهتون!تقصير كار منم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
من چند لحظه شكه شدم بعد ماما حالش خوب نبود نشوندمش تو ماشين وقتي برگشتم پيش پسره ديدم يك بي فرهنگه ديگه داره ميگه:زنا رانندگي بلد نيستن برو ولش كن الكي ترمز گرفته!پسره هم گفت:نه بابا اينم يكي جلوش پيچيده!!تقصيره منه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من اصلا عصبانيتم كه از بين رفت هيچ نيشمم باز شد
واقعا وسط اين همه بي فرهنگ و بي...و بي....يه ادم اينطوري پيدا بشه خيلي حرفه!!!
تازه رفتم جاي پارك هم واسش پيدا كردم!(اخه وسط راه بوديم زديم كنار)
بعد 35 دقيقه منتظر پليس شديم!!تو اين مدت من به پسر خالم زنگ زدم كه بياد(چون خونشون نزديك صحنه بود و بابا هم تو دادگاه بود)
پسره هم بي خيال ...يه مدت راه رفت با هم غر زديم كه چرا پليس نيومد بعد از تصادفي كه تو جاده ديشبش ديده بود تعريف كرد تا بلاخره پليس امد ماما هم از جاش پريد كه دختر تو رو با اين تيپ ميگيرن بشين تو ماشين!!هر چي گفتم اين مامور راهنماي رانندگيه مگه گوش كرد !!
پسر خالم كه رسيد فهميديم طرف دوستشه خلاصه بعد از اينكه كلي عينك تازه رو مسخره كرد غر هم زد كه چرا با دوست جونش دعوا كردم!!
ديگه همينا بود
حرفام تموم شد!!![]()
شكسپیر : اگر كسی را دوست داری رهایش كن اگر سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده .
دانشجوی زیست شناسی : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ... او تكامل خواهدیافت.
دانشجوی رشته صنایع : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش كن
دانشجوی فیزیك : اگر كسی را دوست داری ، به حال خود رهایش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه اصطكاك بين شما زياد است
خيلي بي مزه بود
ديگه حرفي ندارم جز اينكه چرا اينقدر دوستاي كه برام نظر مي گذارن كمن؟![]()
برمي گردم...................
............................................
...........................................................
..........................................................................
سلام
احوالاتتون؟
من كه بد نيستم!!چرا دروغ؟ خيلي هم بدم با بابام حسابي دعوا كردم!نه يكي دو دفعه!!فكر كنم بيشتر از 100 دفعه شد!!!
باباي بنده فشار خون داره!وقتي فشارش ميره بالا سر درد ميگيره....بعد بقيه رو(يعني منو)بيچاره ميكنه انقدر غر ميزنه اذيت ميكنه ايراد ميگيره كه ادم گريش ميگيره الان 3 روز دارم تحملش ميكنم!من و بابا هيچ وقت رابطه ي خوبي با هم نداشتيم ميشه گفت افتضاحه!!!كلا من و بابام فاصله اي به اندازه ي ميلياردها سال نوري داريم هرگز نتونست بفهمه من خيلي باهاش فرق دارم واينكه اگه اون يه ادم خشك و جديه..............اق
.............الان يه الو خوردم خراب بود!!حالم به هم خورد !!!.........ادامه ي حرفم:من يه ادم فانتزي و شوخم من نقطه ي مقابله خانوادمم!!! چه بچه اي تربيت كردن!!![]()
حالا اين رو ولش اعصابمو اين 3 4 روزه خيلي به هم ريخته!!![]()
يه چيزه ديگه مامان بزرگم كارت هاي كه دوستام اورده بودن ريخت دور!!من داغ كردم گفتم چرا اينجوري كردي؟؟(البته ميدونم حواسش نبود!!)اونم گفت به من چه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
اخ كارد مي زدي خونم در نميومد!!چيزي هم نميشد بگم!!
خلاصه بد ضد حاليه اين روزها!!
منم كه وقتي ناراحتم اينقدر بداخلاق ميشم كه ........
با كل دنيا دعوا دارم الان همه از دستم ناراحتن
شرمنده ولي به من چه !!
مي خواستن مثه ادم رفتار كنن!!![]()
اگه بيشتر حرف بزنم با شمام دعوام ميشه!!![]()
سلام
ميدونم خيلي وقته نيومدم اينجا نمي دونم ولي اصلا حوصله ندارم!!1![]()
قبل كنكور يه جور.... بعد كنكور هم يه جور ديگه...
راستي.......
تولدم مبارك!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
5 شنبه بود خيلي خوش گذشت همونطور شلوغ كه خيلي دوست داشتم
البته دردسر زياد داشت ولي خوب بود!
به همه گفتم 4:30 تا9:30 ولي بيشتريا 6 امدن و تا 11 شب هم موندن اينقدر سر وصدا كرديم كه نگو كلي هم كادو گرفتم كه از همه بيشتر يه كفش و يه مانتو و يه بلوز و يه ست حوله دوست دارم خلاصه جاي همه خالي!![]()
از بعد كنكور ازاد شروع كردم هر مزخرفي كه ميتونم رو مي خونم من خيلي كتاب خوندن دوست دارم ولي هميشه كتاب ندارم بد دردسري شده بي كتابي!!![]()
خدا ميدونه چه چرت و پرت هاي رو تا حالا نخوندم از همه چيز و همه كس!!!
البته من عاشق هري پاتر هستم اگه بدونيد تا حالا چند دفعه خوندم!!
حالا كه داره تموم ميشه ناراحتم .....اين همه كتاب هاي جالب مثل هري پاتر نمي دونم چرا ترجمه نمي كنن!؟يكي نيست بگه اين همه كلاس زبان رفتي سنگ اقاي منصوري رو به سينه زدي درس خودتو نخوندي كه انگليسي بخوني حالا برو زبان اصلي رو بخون....ولي خوب تنبلي بد درديه ....![]()
مامانم حدوده يه ماه رفته...يه عمل جراحي داشت كه سنگين بود!!براي همين نيومد خونه!من تنهام دايم روزا به نظرم كش مياد تموم نميشه از ساعت 9 میرم تو اشپز خونه 1 ميام بيرون!!قبلا اينقدرطول نميدادم اما حالا.....
بگذريم........
اقا يه سوتي دادم..يعني داديم كه تا 60 سال بعد هم نتونيم بيريم راهنماي....
Ice pack جاشو عوض كرده بود منم با دوستام صبح رفته بودم بيرون تو راهنماي مي چرخيديم و دنبال لباس مي گشتيم كه يكي گفت بريم بستني بخوريم....
.
رفتيم داخل همچين شاد و مثل هميشه پر سر و صدا يه چند تا مرد و پسر هم نشسته بودن ما هم گروهي نشستيم يه ربع فكر كرديم چي بخوريم يه ربع هم بحث كرديم كه چي بخوريم يه ربع هم به اون خنگي كه ميخواست سفارش بده تفهيم كرديم چي مي خواهيم اونم رفت با كلي سرعت سفارش داد نشست هر چي منتظر شديم ديديم نياورد اخر سر يكي رفت گفت اقا چرا نميارين طرف هم چپ چپ نگاه كرد گفت:خانم جا مونو امروز عوض كرديم دمه در زديم تعطيله!!!![]()
اخ......قيافه همون ديدني بود خلاصه كه نفهميديم چه جوري فرار كرديم....
.
دستم درد گرفت من ديگه برم![]()
پي نوشت:اقاي منصوري معلم كلاس زبانمه ميميرم براش خيلي با فكر وبا اطلاعاته معلم فوق العادهيه!!!
پي نوشته پي نوشت:فكر ناجور نكنيد زن داره اينقدر من زنشو دوست دارم....مهربون خانم....جيگره